هیروشیما و میاجیما

IMG_1846کریس ۵ سالِ پیش به هیروشیما اومده بود اما ز اونجایی‌ که حدودِ ۱۸ دانش آموز همراهش بود و برای تمرینِ فوتبال توقف چند ساعته تو این شهر داشتند خیلی‌ فرصت دیدن شهرو نداشته بود و سفرِ ۲ روز ما به هیروشیما فرصتی دوباره برای کریس برای یادآوری خاطراتِ گذشته و دیدنِ قسمتهای بیشتری از شهر بود. وقتی‌ به ایستگاه قطار در هیروشیما رسیدیم، یکی‌ از مسوولانِ اطلاعات نه تنها با نشون دادنِ مسیر هتل روی نقشه به ما کمک کرد بلکه تا کنار تراموا ما رو همراهی کرد وحتا منتظر شد تا ما سوار تراموا بشیم. فقط تو ژاپن میتونید چنین سرویس و توجهی را بدون درخواست پول ببینید.

محل اقامتِ ما برای ۲ روز تو هیروشیما ریکن S… که کاملا به سبک سنتی‌ ژاپنی بود و توسط یه خانواده اداره میشد که تنها ۱۰ دقیقه تا موزه صلح فاصله داشت. خانومِ مسول با اینکه خیلی‌ کم انگلیسی‌ صحبت میکرد ولی‌ خیلی‌ شاد و مهمون نواز بود و کلی‌ محبت کرد و ۳ ساعت قبل از وقت چک‌این مارو به سمت اتاقمون راهنمایی‌ کرد. تنها مشکلِ این هتل حمامِ مشترک بود که تو طبقهٔ پایین بود.

بعد از اینکه وسایلامونو جا به جا کردیم آماده رفتن به سمتِ قسمت خیلی‌ ناراحت کننده و تاریخی شهر شدیم، موضعِ صلح که البته قسمتی‌ از اون به دلیلِ نوسازی بسته بود، و در انتهای پارک ، تنها ساختمانِ باقیمانده از بمب اتمی‌ سالِ ۱۹۴۵.

دیدن جنایتهایی که انسان می‌تونه در حق همنوع خودش بکنه سکوت سنگینیو توی موزه حاکم کرده بود. همینطور مجسمه‌های داخلِ پارک که با اوریگامی تزئین شده بود همه یاد آور ظلمی بود که به ساکنینِ این شهر تو اون روز شده بود و اینکه چقدر زیبا عشق این مردم به صلح جایگزین نفرت و انتقام شده. دانش آموز‌های زیادی توی پارک بودن که نشون میداد یکی‌ از سفر‌های آموزشیِ معمولِ دانش آموزای ژاپنی هست، و برای تمرینِ زبانِ انگلیسی‌ چندین بر من و کریس و نگاه داشتن تا یهمکالمه تکراری و خیلی‌ کوتاه داشته باشند که ما هم با کمال میل این کارو انجام می‌دادیم.

بعد از ناهار به سمت کاخِ هیروشیما و پارکِ شوککین رفتیم ولی‌ از اونجایی‌ که میخواستیم برای دیدنِ بازیِ بیسبال تیم‌ِ هیروشیما (کارپ) و یوکوهاما بریم، خیلی‌ دیدن از این ۲ قسمت شهر که البته دیدنی‌ هم هستند رو طولانی نکردیم. دیدنِ فضای خانواد‌گیِ بیسبال برای هر دوی ما بخصوص من فوق‌العاده بود و البته پر افسوس که خانواده‌های ایرانی‌ متأسفانه نمی‌تونن این چنین تجربه‌های داشته باشند. پدربزرگ و مادربزرگ همراه نواها، زن و مرد کنارِ هم دیگه. صد افسوس

IMG_1958

قبل از بعضی‌ من حدس میزدم حدودِ ۷۰۰ تماشاچی تو استادیوم باشه اما در کاملِ تعجب دیدم که استادیومِ مزدا زوم‌زوم ۳۳۰۰۰ نفره کاملا پر شده. بلیط ورودی ۱۷۰۰ یین بود، حدودِ ۱۶ دلار. جوِ حاکم به استادیوم خیلی‌ ژاپنی بود تماشاچی‌ها برای حمایت تیمشون شعر میخوندند و شادی میکردن و بیشتر از همراهی با خانوادشون لذت می‌بردند در حالیکه مشغولِ خوردنِ غذا و یا آبِ جوو بودند. اثری از فحش دادن یا عصبانیت خبری نبود با وجودِ اینکه خیلیها از قبل از بعضی‌ خوردنِ آبِ جوو رو شروع کرده بودند اما حتا بعد از اتمامِ بازی هم ما اثری از تمشاچیِ مست نمیدیدیم. آخرین روز از سفرمون رسیده بود که شاملِ گشت یک روزه از هیروشیما به جزیره‌ِ میاجیما بود. برای رسیدن به اونجا کافیه سوار اتوبوسِ شهری (استریت کار) بشین و تو ایستگاه نیشی هیروشیما پیاده شده و سوار قطار ج‌آّر برای مقصده پییر بشین که حدود ۲۰ دقیقه طول می‌‌کشه، و از اونجا سوار قایق میشین که کمتر از ۱۰ دقیقه تا جزیره‌ هست (البته از کارتِ ج‌آّر برای قایق هم میتونید استفاده کنید).

دلیلِ اصلی خیلی‌ از مسافران به این جزیره‌ برای دیدنِ دروازهِ و‌طوری که داخل آب قرار گفته هستش. به محض ورود آهوهایی که آزادانه تو جزیره تو رفت و آمد هستن به استقبالتون میان به خصوص اگه خوراکی یا کاغذ تو دستتون باشه بهتون نزدیکتر هم میشن. دیدنِ تعداد زیادِ آهو‌ها که تو خیابون کنار مسافرها آزادانه رفت و آمد میکنند خیلی‌ تجربه خوبی‌ هست به خصوص اگه بچه همراهتون داشته باشید حتما از همراهی آهو‌های زیبا خیلی‌ لذت خواهید برد. مسیر مونو با دنبال کردن بقیه مسافر‌ها و آهوها توی جزیره ادامه دادیم تا به معبدِ دیشو که شامل تعداد زیادی مجسمه کوچکِ بودا با کلاه‌های رنگی‌ بود رسیدیم، می‌تونم بگم این معبد یکی‌ از معبد‌های مورد علاقه ما بود.

برای رسیدن به بالاترین نقطهِ جزیره چندین مسیرِ کوهنوردی مشخص شده که البته ما بعد از طی‌ کردنِ نصف مسیر و لذت بردن از طبیعت از نیمهِ راه برگشتیم. اما مسیر سختی نیست حتا اگه بچه همراهتون باشه فقط توصیه می‌کنم کفش مناسبِ پیاده روی یا کوهنوردی بپوشین، و از اونجایی‌ که در طول مسیر تعداد محدودی رستوران هست بهتره خوراکی همراهتون داشته باشید.

ما وقتی‌ به پایینِ کوه برگشتیم از رستوران‌های توریستی شهر نهارمونو تهیه کردیم که ملغمه‌ای از غذا‌های مختلف بود.از اونجایی‌ که بیشترِ رستوران‌ها کوچک و کنار خیابون هستند باید مواظب آهو‌ها باشین که یه گاز از غذا تون نزنن البته خیالتون راحت باشه که اصلا وحشی نیستن اما اگه غذا تونو‌ جلوشون بگیرید حتما یه گاز می‌زنن. بعد از برگشت از جزیره‌ شب رو توی شهر هیروشیما گذروندیم و از دیدن زندگی‌ و صلحِ برگشته به شهری که ۶۹ سالِ پیش تبدیل به خاکستر شده بود لذت بردیم و آماده برگشت به کوالا لامپورشدیم.

Leave a Reply

Copyright © 2013 Persian Brit Adventures
Designed by Aida Ratcliffe