درباره ما

درباره ما

ژانویه ۲۰۱۲ با هم آشنا شدیم، آگوست ۲۰۱۳ ازدواج کردیم.

داستانِ کریس:

من در سنت.هلنز، مرزی ساید (نزدیکِ لیورپول) در سال ۱۹۷۶ به دنیا آمدم و نزدیک ۳۰ سال اونجا زندگی‌ کردم. به مدت ۳ سال هم نیز برای تحصیل در دانشگاه در لیدز زندگی‌ می کردم.
سفر‌های کودکیِ من شبیهِ بیشترِ سفر‌های بچه‌های دهه هشتاد در انگلستان هست. مادر و پدرم(ساندرا و دیوید) من و خواهر و برادرم را برای تفریح به باغ وحش کروکدایل باتلینز و یا پنتینز می‌بردند (البته برای من همیشه تفریح در کلابِ ورزشی اولویت داشت). البته بعد از خرید چادرِ کمپ سفر‌های بیشتری به سمتِ جنوب- کرنوال یا ویلز داشتیم و من هر سال برای سفرهای بعدی لحظه شماری می‌کردم.

اولین سفر من همراهِ خانواده به خارج از انگلستان سفر با اتوبوس به سواحلِ براوا، اسپانیا بود بعد از اون ما سفرهای بیشتری به قسمت‌های مختلفِ اسپانیا داشتیم و همیشه بعد از ۲ هفته کمی‌ صورتی‌ تر از قبل به انگلیس برمی‌گشتیم ؛

من تجربه‌های خیلی‌ خوبی‌ هم از سفر همراه مدرسه یا تیم فوتبال دارم و شاید علاقه زیاد من به سفر از اینجا شکل گرفت، اما
سفر کردنِ من تا آخر ۳۰ سالگی هنوز شروع نشده بود، و این وقتی‌ بود که از کارم به قصد سفراستعفا دادم. همیشه دوست داشتم زندگی در استرالیا را تجربه کنم و اون موقع تصمیمِ الان یا هیچوقت بود و من تصمیم گرفتم خونه ام را اجاره‌ بدم، کوله پشتیم را بردارم و زندگی‌ کردن را شروع کنم!

وقتی‌ به انگلیس برگشتم فهمیدم که دیگه دوست ندارم اونجا زندگی‌ کنم برای همین شروع کردم به گشتن دنبالِ کار خارج از انگلیس. و اینجوری بود که از عربستان سر در آوردم. از سالِ ۲۰۰۷ من از انگلیس خارج شدم و هیچ علاقه‌ا‌ی هم ندارم که حالا حالاها به جز سفرهای سالانه که تو تعطیلاتِ مدرسه دارم به اونجا برگردم.

داستانِ آیدا:

من، آیدا ۲۲ سپتامبرِ ۱۹۸۰ در اولین روز از جنگِ ایران و عراق که به مدت ۷ سال، ۱۰ ماه، ۴هفته و ۱ روز طول کشید در ایران، تهران به دنیا آمدم. مطمئنا شروعِ خیلی‌ خوبی‌ نبود اما از دست من و مامانم خارج بود. تا سالِ ۲۰۰۹ که تصمیم گرفتم برای گرفتنِ فوق لیسانس به مالزی سفرکنم در تهران زندگی‌ می کردم.

سالِ ۲۰۱۲ با کریس آشنا شدم و عاشق خودش و عشقش به سفر کردن شدم. اولین سفر من و کریس به پوکت، تایلند بود
این سفر شروعِ سفر‌های دوتاییِ ما و البته یکی‌ از خاطره انگیز‌ترین سفرهای ما شد. بقیه سفرها تو ادامهٔ عشقولانهٔ ما شکل گرفت و خواهد گرفت :)

14 Responses

  1. behnaz
    behnaz at · Reply

    سلاممم ، خیلی تصادفی رسیدم به اینجا ،منم آرزو میکنم یه روزی بتونم مث شماها سفر کنم به هر جایی :)

    از صمیم قلبم براتون بهترینها رو آرزو میکنم :_*

  2. hani
    hani at · Reply

    سلام کریس سلام آیدا
    من ایرانیم و همسرم افغانستانی و در آلمان زندگی میکنیم یازده ساله ازدواج کردیم با احساس خوشبختی زندگی میکنیم یه دختر و یه پسر خوشکل دارم واقعا سرگذشت عشقتون برام جالب بود امیدوارم همشه در کنار هم خوشبخت باشید

  3. Iraj
    Iraj at · Reply

    Hi Aida & Chris salam behnaz
    Vase shoro be safar agar az Asia jonob sharghi shoro koni kheili jalebe. Agar ham Europa jhasti jahaye didani ziade ke mishe raft o did. safar bozorgtarin khaterat zendegi adamo ragham mizane :)
    regards Iraj
    Stockholm

  4. Naeim
    Naeim at · Reply

    سلام. كار خوبي مى كنيد كه تجربيات سفرتون رو به اشتراك مي گذاريد. اميدوارم سفرهاتون استمرار داشته باشه و با به اشتراك گذاشتن سفرنامه تون نگرش ما رو هم نسبت به اين دنيا تازه كنيد

  5. Reza
    Reza at · Reply

    سلام
    اميدوارم همينجوري به سفراتون ادامه بدين و واسه ما هم بنويسين.
    قبول دارم كه شنيدن كي بود مانند ديدن ولي همين هم واسه ما كه خيلي از اينجا ها رو نميتونيم بريم غنيمته.

  6. مهدی
    مهدی at · Reply

    خیلی عالی و هیجان انگیز.من که زمینه سفر برایم میسر نیست از هیجان سفر شما به شعف می رسم.خوش باشین

  7. سعید
    سعید at · Reply

    سلام کریس و آیدای عزیز
    من الان با سایتتون و تجربه جذاب مسافرتهاتون آشنا شدم. خیلی جالبه، امیدوارم همینطور هم ادامه داشته باشه. من در حال حاضر تو ایران زندگی میکنم و هنوز مجردم. خیلی دلم میخواد مثل شما یه زوج تشکیل بدم، یکی مثل خودم که عاشق مسافرت و آشنایی با فرهنگ کشورهای مختلف دنیا باشه … مسافرت و جهانگردی یکی از بهترین لذتهای دنیاست. امیدوارم این موقعیت برای تمام افرادی که عاشقش هستند پیش بیاد.
    صمیمانه براتون آرزوی موفقیت میکنم.

Leave a Reply

Copyright © 2013 Persian Brit Adventures
Designed by Aida Ratcliffe